یک مطب تخصصی برای ما یک مسئلهٔ روشن آورد: تلفن مطب همیشه اشغال بود، منشی وقت زیادی صرف هماهنگی نوبتها میکرد و بیماران زیادی پشت خط جا میماندند. هدف، یک سامانهٔ نوبتدهی آنلاین بود و محدودیت زمانی شش هفته. این بازهٔ کوتاه، ما را وادار کرد دامنهٔ نسخهٔ اول را با وسواس کوچک نگه داریم.
در هفتهٔ نخست، بهجای جمعآوری فهرست بلندبالای آرزوها، روی یک جریان اصلی تمرکز کردیم: بیمار باید بتواند زمان آزاد را ببیند، نوبت بگیرد و پیامک تأیید دریافت کند. هر قابلیت دیگری مثل پروندهٔ بیمار یا گزارشگیری به فازهای بعد موکول شد. این انضباط در تعریف دامنه، کلید رسیدن به ضربالاجل بود.
از نظر فنی، روی Nuxt برای رابط کاربری و یک API مبتنی بر Node با پایگاه دادهٔ PostgreSQL کار کردیم. ظریفترین بخش، منطق تقویم بود؛ باید از رزرو همزمان یک بازهٔ زمانی توسط دو بیمار جلوگیری میشد. این را با قفلگذاری در سطح تراکنش پایگاه داده حل کردیم تا حتی در درخواستهای همزمان، هیچ بازهای دوبار رزرو نشود.
تحویل در هفتهٔ ششم انجام شد و یک هفته به آموزش منشی و رفع اشکالهای میدانی اختصاص یافت. نتیجه روشن بود: بار تماس تلفنی بهشکل محسوسی کم شد و نوبتهای جامانده تقریباً حذف شدند. مهمترین درس این بود که یک محصول کوچک اما کامل و زنده، بسیار ارزشمندتر از یک محصول بزرگ نیمهکاره است.