یک پشتیبان که هرگز بازیابیاش آزموده نشده، در عمل پشتیبان نیست؛ فقط یک امید است. در طراحی استراتژی پشتیبانگیری PostgreSQL، هدف نهایی توانایی بازگرداندن سرویس در زمان و با از دست رفتن دادهای است که کسبوکار میتواند تحمل کند. این دو، یعنی RTO و RPO، باید پیش از انتخاب ابزار مشخص شوند.
سادهترین روش، گرفتن دامپ منطقی با pg_dump است که برای پایگاههای کوچک و متوسط مناسب است و خروجی قابل حمل میدهد. اما برای پایگاههای بزرگ و فعال، پشتیبان فیزیکی بههمراه آرشیو WAL لازم است. این ترکیب امکان بازیابی نقطهای یا PITR را میدهد؛ یعنی میتوان پایگاه داده را دقیقاً به لحظهای پیش از یک خطا برگرداند.
قاعدهٔ ۳-۲-۱ راهنمای خوبی است: دستکم سه نسخه از داده، روی دو نوع رسانهٔ متفاوت، که یکی از آنها در محل جغرافیایی دیگری نگهداری شود. اگر همهٔ پشتیبانها روی همان سروری باشند که پایگاه داده اصلی است، یک خرابی سختافزاری یا یک حملهٔ باجافزاری همه را با هم نابود میکند.
مهمترین کار، آزمودن منظم بازیابی است. ما بهصورت دورهای پشتیبان را روی یک محیط جدا بازیابی میکنیم، صحت داده را بررسی و زمان واقعی بازیابی را اندازه میگیریم. این تمرین خطاهای پنهان مثل اسکریپت ناقص یا پشتیبان خراب را پیش از بحران واقعی آشکار میکند، درست زمانی که هنوز فرصت اصلاح هست.